سلام به همه دوستان عزیز
چرا کسی به وبلاگ سر نمیزنه و مطلبی نمینویسه ؟ راستی عکسو حال میکنید تازه انداختمش.
نمردیم و فهمیدیم غیرت یعنی چه ؟
نمردیم و فهمیدیم شرف یعنی چه ؟
نمردیم و فهمیدیم عزت یعنی چه ؟
نمردیم و فهمیدیم ارزش های زن یعنی چه ؟
نمردیم و نسبت رحمانیت دین و دنیا رو هم دیدیم ؟
نه هنوز نمردم
شاید اصلا مرد نیستم
شاید اصلا نمی فهمم
شاید خلخال پای این دختره جنسش بد بود
شاید اصلا زن نبود
شاید از غصه اش مردم و نمی دونم
شاید علیمونعلی نیست
فقط تصور کن سه تا مرد سی چهل ساله ریختن رو سر یه دختر تاکید می کنم دختر تاکید می کنم دختر تاکید می کنم دختر
حداکثر بیست و دو ساله و دارن به حد مرگ می زننش
بیشتر می سوزی اگه بدونی
مثلا بسیجی بودند
بیشتر می سوزی اگه بدونی
جلو دوهزار تا ادم این کارو کردن
هنوز زنده ام
اره
هنوز زنده ام
.
.
.
مصی:کیه
سلام مصی جون مصی جون سلام دوست دارم عاشقتم والسلام ( البته منظورم کل بچه های اتاق بود) چون این روزها وبلاگ شده مصطفی دونی ای بابا مصطفی اگه دستم بهت برسه همون چنگال که گذاشتیش توی ظرف رو...... بگذریم حالا شیرینی که ندادی دیگه چرا محل نمیدی بابا میسی مسیجی البته این شامل کلیه دوستان میشه مخصوصا اون ترکه ( نه منظورم تو نبودی اون ترک خالصو میگم) درضمن کدوم نامردی رفته تبلیغات گرفته اگه دستم بهت برسه بزار بیام کرمان
باورکنید از اول ترم تا آلان از در اتاق ۱۱۲ یه دونه دمپایی به سرقت نرفته!
کجایی ابوالفضل آقا شیرییییییییییییییییییییییییی؟
کز یاد رفته باشد
در دام مانده باشد
صیاد رفته باشد


آه از دمی که تنها
با داغ او چو لاله
درخون نشسته باشم
چون باد رفته باشد
امشب صدای تیشه
از بیستون نیامد
شاید به خواب شیرین
فرهاد رفته باشد
خونش به تیغ حسرت
یارب حلال بادا
صیدی که از کمندت
آزاد رفته باشد
از آه دردناکی
سازم خبر دلت را
وقتی که کوه صبرم
بر باد رفته باشد
رحم است بر اسیری
کز گرد دام زلفت
با صد امیدواری
ناشاد رفته باشد
شادم که از رقیبان
دامنکشان گذشتی
گو مشت خاک ما هم
بر باد رفته باشد
پرشور از حزین است
امروز کوه و صحرا
مجنون گذشته باشد
فرهاد رفته باشد





|
آب |
||||
|
آب را گل نکنيم : در فرودست انگار ، کفتری می خورد آب يا که در بيشه دور ، سيره ای پر می شويد . يا که در آبادی ، کوزه ای پر می گردد .
آب را گل نکنيم : شايد اين آب روان ، می رود پای سپيداری ، تا فروشويد اندوه دلی . دست درويشی شايد ، نان خشکيده فروبرده در آب . زن زيبايی آمد لب رود ، آب را گل نکنيم : روی زيبا دوبرابر شده است .
چه گوارا اين آب ! چه زلال اين رود ! مردم بالا دست چه صفايی دارند ! چشمه هاشان جوشان ، گاوهاشان شيرافشان باد من نديدم دهشان ، بی گمان پای چپرهاشان جاپای خداست . ماهتاب آنجا ، می کند روشن پهنای کلام . بی گمان در ده بالا دست ، چينه ها کوتاه است . غنچه ای می شکفد ، اهل ده باخبرند . چه دهی بايد باشد ! کوچه باغش پر موسيقی باد! مردمان سر رود ، آب را می فهمند . گل نکردندش ، ما نيز آب را گل نکنيم.
|

سر میز غذای ما برنج تایلندی هست کسی مشکل ندارد تا برنج تایلندی هست
که ارزان است و خوشمزه برنج با مارک غیر از آن مخر با قیمت بالا برنج تایلندی هست
همیشه بوده از دوران قبلی تا همین حالا و تا پایان این دنیا برنج تایلندی هست
سیاست هم گرفته گاه سرچشمه از این محصول توی افکار اوباما برنج تایلندی هست
تو قانون اساسی روی جلدش البته خواندم غذای مجلس شورا برنج تایلندی هست
تو اخبار شبانگاهی تو بیست و سی شب هفتم و حتی رادیو فردا برنج تایلندی هست
اگر پخته شود هر دانه اش اندازه ی آجر همیشه خانه ی بنا برنج تایلندی هست
زده رو دست هر چی جنس مشهوره تو این روزا رقیب گوشی نوکیا برنج تایلندی هست
توی عشق و توی عرفان درون معده ی انسان توی دیوان مولانا برنج تایلندی هست
شنیدم خیلی خوشمزه است این پیتزا و شک دارم که شاید قاطی پیتزا برنج تایلندی هست
دروغ است این که جنگ هسته ای موضوع ایران است دلیل اصلی دعوا برنج تایلندی هست
اگر ایران تحریم است از هر سو مشو غمگین نداریم هیچ مشکل تا برنج تایلندی هست
منم از سوی مسئولین قولی می دهم اینجا که بعد از شعر ان شاالله برنج تایلندی هست
گاه با چوب و گاه با بیلی
گاه با این ظروف استیلی
می زند بر سرم خداوندا
مرگ بر ازدواج فامیلی.
من دلم مي خواهد خانه اي داشته باشم بر دوست / بر درش برگ گلي مي كوبم / روي آن با قلم سبز بهار ، مي نويسم اي يار / خانه ي دوستي ما اينجاست / تا كه ديگر نپرسد سهراب ، خانه دوست كجاست
داشتیم خفه میشدیم
از چی؟
نپرس دیگه!از دوری شما دوست عزیز
بابا کلی وقته سیستم دسم نیومدنشدچیز میز بنویسیم دیگه
یادش بخیررودخونه وآبشار دانشگاه

میگن قرار شده نوحه گروبروبچ اینجا رو استخر وجکوزی بزنن

این هم شیرینی قبولی ما بخورید نوش جونتون

داشتیم خفه میشدیم
از چی؟
نپرس دیگه!از دوری شما دوست عزیز
بابا کلی وقته سیستم دسم نیومدنشدچیز میز بنویسیم دیگه
یادش بخیررودخونه وآبشار دانشگاه

میگن قرار شده نوحه گروبروبچ اینجا رو استخر وجکوزی بزنن

این هم شیرینی قبولی ما بخورید نوش جونتون

روزنامه.
خبر .خبر ویژه .
یک اتفاق مهم.
حادثه قرن. از عجایب هشتگانه.
بالاخره قاسم...
البته این اخریشو شوخی کردم بابا ناراحت نشین
1-از فواید وبلاگ نویسی و دنیای مجازی اینه که یه عده ای رو که دسترسی شون به اینترنت خوبه و ظاهرا وقت اضافشون هم، رو شاعر یا یه چیزایی در حد فردوسی و حافظ می کنه!
بگذریم که یه عده آدرس وبلاگ رو به یه عده دیگه دادن و از علل ظریفی و تازگی طبعشون این هم می تونه باشه.....در هر صورت ایشالا به پای هم پیر بشن
و یه عده دیگه هم که ید طولایی در جو گیری دارند و کارشون از اتمسفرگیری گذشته به تروپوسفرگیری و...رسیده.
خلاصه بگم
به عنوان بزرگتر اتاق نبینم دیگه دعوا ،مرافع راه بندازین ها!!!
ها
2-توی کارموزی که میرم بچه های دانشگاه شیراز و دانشگاه آزاد شیراز هم هستن از بین همین ها و از همین ایده هایی که به ذهن هممون میرسه یکی دوتاشون اختراع هم ثبت کردند،ieltsکه خوراکه دنبال زبون فرانسه هستن وقتی از اساتیدشون می گن و از اینکه استاداشون کار applyکردن نمراتشون رو برای رفتنشون به آمریکا و کانادا و....با فراغ بال انجام می دن ناخودآگاه یادت به احمد نوحه گر و ..و..و.. می یفته!
اما نگران نباشین دید عملی خودم از همشون بهتره.
3-در یک کلام هیچ چیزی به نام صنعت نداریم اما تعمیرکارهای فوق حرفه ای داریم.
توی پتروشیمی شیراز توربین بخار رو خودشون کاملا تعمیر کردند.
4-پرده اول ----جنس مونث هم توی کاراموزی داریم کل افتاد که دخترا نمی تونن توی محیط های صنعتی کار کنن
پرده دوم----بالای cooling towerهای 20متری هستیم و داریم با یک نردبون تو هوا میریم داخل cooling tower جنس اناث هم برای کم نیاوردن بعد از ما
پرده سوم----حضور یک سوسک خیلی می تونه معنی دار باشه
راستی! قاسم جون امشب شام چی بخوریم؟
ماست
از حیای لب شیرین تو ای چشمه نوش غرق اب و عرق اکنون شکری نیست که نیست
مصلحت نیست که از پرده برون افتد راز ور نه در مجلس رندان خبری نیست که نیست
شیر در بادیه عشق تو روباه شود اه از این راه که در وی خبری نیست که نبست
......
......
غیر از این نکته که حافظ ز تو ناخشنودست در سراپای وجودت هنری نیست که نیست
شیر در بادیه وصف تو روباه شود جز جل شدن و خواب و خوراک بهره ای نیست که نیست
تو اصلا معنی این مصرع رو می فهمی حالا چون می دونم استعدادشو نداری بهت می گم
یعنی تو اینقدر با عظمت وبزرگی که شیر (نماد عظمت وصلابت) در دنبای صفات تو مانند روباهه (این مصرع خیلی زیبا گفته شده به کلمات بادیه شیر و روباه توجه کنید(البته کار حافظه) شاعر برای من انچنان عظمتی رو قائل شده که صفات قابل توصیف رو بادیه (وسعت وعظمت بادیه) در نظر گرفته و باز در قدمی فراتر با تشبیه شیر به روباه در برابر این عظمت باز هم عظمت من رو نشان داده بابا دمد گرم )
حالا با این اوصاف ما که نفهمیدیم تو چی می خوای بگی اصلا همش متناقضه
(البته بلاخره نمیشه نور خورشید ونادیده گرفت تو هم مجبور به تغریف شدی)
حالا مصرعهای دیگتم که وزن و قافیه نداره
اما گفتی که هیچ وقت شارژ نکردم ......... ما همش کلا پنج روز شارژ نداشتیم
اما بیت دومت گفتم نکنه ادم فروشی ما نمی دونستیم یعنی ما ستاره داریم ؟ عمرا....
گفتی که هنری نیست ما که ادعا نکردیم اما شما که ادعا میکنی از شعر گفتنت معلومه که واقعا از هر انگشتت هنر مبریزه (یادم باشه یه شوهر خوب برات پیدا کنم)
اما در اخر شما را به تقوای الاهی دعوت می کنم شاید که دیگه دروغ ننویسی.........
زارع ظاهرپرست از حال ما اگاه نیست در حق ما هر چه گویدجای هیچ اکراه نیست
موفق باشید..
در خفای لحن تو ای مرد سخن غرق آب و عرق اکنون اثری نیست که نیست
مصلحت نیست که در پرده برون افتد راز ورنه از ارشد و غیره خبری نیست که نیست
شیر در بادیه وصف تو روباه شود جز جل شدن و خواب و خوراک بهره ای نیست که نیست
غیر از این نکته ندارم که تو ای مرد سخن در سراپای وجودت هنری نیست که نیست
واقعا عجیبه کسی که حتی یکبار هم کارت غذاش شارژ نبوده چطور ادعای مردی میکنه! فکر کردی با عوض کردن معیار مردی می تونی خودتو عوض کنی؟نمی دونم شاید جل شدن معیار مردی باشه!!! در هر صورت ما که از بعضی ها که جدیدا ادعا دارن چیزی ندیدیم به قوا حافظ
"گوهر مخزن اسرار همان است که بود"
البته نمی دونم شاید متد های جدیدی مثل تغییر جنسیت و .. استفاده کرده باشن که اگر اینطور باشه ورود شما را به عرصه مردان تبریک میگیم .
یک عکس هم در مورد پیله کرم ابریشم که یه جورهایی در مایه جل شدن هست را به عنوان اثبات این ادعا براتون می گذارم و قضاوت بیشتر هم میگذارم بر عهده بچه های اتاق

جل که میشن هیچ فضای اتاق هم میگیرن!
اما حالا بیا و بگو تو که خودت ما رو می شناسی (چون مال پردیسی) ما جنبمون بیشتر از ایناس فقط خواستی بیای دمپایاتو در بیار اما دم در نگذاری که میبرند
در ضمن یه وقت بعضیا نگن منت کشی یا مخ زنی .........چون که گفتم طرف خودی چون بچه ها رو به جوراییمیشناسه
ولی هر وقت بفهمم کدومشونه بالاخره از خجالتش در میام (اره فکر کرده ما همه شاسکولیم اما خوب واقا بعضیامون هستیم)
با ارزوی بهروزی برای همه بچه های اتاق مخصوصا شاسکولاش(حالا نخواستبن تقوی یا جهنم و ضرر ابراهیمی)
من اگر نیکم و گر بد تو برو خود را باش که به ام اس پروجکت ره ندهندت به بهشت
خوبه که خیلی وقت نگذشته که یادت رفته باشه اما جهت یاداوری
اول اینکه ما مثل بعضیا (البته اصلا اشاره به قاسم نیستا) نیستیم که میگفتند بریم سایت .... عکس ببینیم دلمون باز بشه و به تذکر دیگران هم گوش نکردند
دوما ما که نه تو کار مخ زنی بودیم نه توکار ام اس و تو حیطه تخصصی بعضیاهم اصلا وارد نمیشیم این امیرابادو اینم شما
سوما خوبه ادم اگه یه اشتباهی میکنه یه عذر خواهی (حتی کوچولو)بکنه نه اینکه برای تبرعه کردن خودش حرفهای بی ربط بزنه
چهارم اینکه توی اون عکس بدن سازها زن که نبود همه مرد بودند البته من فکر میکردم شما هم مردید ولی الان شک کردم نمیدونم شما وقتی میرین استخر با کت شلوار میرین (البته بعید هم نیست)
که الان براتون شگفت بوده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ریلکسیشنبلیتیفول
از این به بعد شاهد این نباشیم که حرفهای همدیگرو سانسور کنیم خوب نیست که بدون اجازه شخص پستی رو حذف کنیم
ما خواستار ازادی بیان در وب خودمون هستیم
![]()
اگه تکرار بشه
در دادگاه عالی
![]()
محکوم شده
![]()
و تحت پیگرد قانونی قرار گرفته
![]()
ودستگیر
![]()
ومجازات خواهیدشد
![]()
والسلام ![]()
یا ملا
ها دیدی منم بلد بودم (قابل توجه شیطان رجیم اونم از نوع امیر ابادش.....)
ما داریم میایم تو
سلام بچه ها
من از امروز کارآموزی را شروع کردم . جاتون خالی خیییییییلی خوش گذشت . همون اول کار رئیس آموزش اومد گفت 94 تا دوربین شما را زیر نظر دارد و .... ( یعنی منظورش این بود که هیچ گوهی نمی تونید بخورید . مواظب باشید )
پسر غذاش چقدر باحال بود . با این یک وعده غذا که اونجا خوردم ، عوض سه سال غذا تو دانشگاه هرمزگان در اومد . امکاناتشون خیییلی خوب بود .معنی واقعی کارمند بودن را تو اونجا فهمیدم. خوش به حالشون . خلاصه سرتون رو درد نیارم ، چند تا کلاس برامون گذاشتن و لباس و کفش و دستکش و... به ما دادند و قراره از فردا برم تو قسمت برنامه ریزی و کنترل تولید .
اگر فکر میکنید در شرایط سختی هستید ...

اگر فکر مىکنید کارتان سخت است ...

اگر فکر مىکنید حقوقتان کم است ...

اگر فکر مىکنید دوستان زیادى ندارید ...

اگر فکر مىکنید درس خواندن سخت است ...

هرگاه احساس کردید که دیگر باید تسلیم شوید ...

اگر از سیستم حمل و نقل گله دارید ...

باز هم مي توان با همه ي اين مشكلات ساخت. زندگي يعني همين
یا مولا(ع)